تبليغاتX
شاهزاده هخامنشی
15:50   چرا منشور كوروش را آيت خدا ندانيم؟
* منشور كوروش امروز بيش از همه تاريخ ذي‌قيمت است

مشايي با اشاره به قدمت تاريخي منشور كوروش به 500 سال قبل از ميلاد مسيح يادآور شد: امروز با وجود گذشت بيش از 2500 سال نه تنها ارزش و قيمت منشور كوروش در صحنه بين‌المللي و جامعه جهاني كم نشده بلكه شايد امروز بيش از هميشه تاريخ ذي‌قيمت است و شايد امروز بشريت بيش از هر زمان تاريخ به توجه و عنايت به مفاد آن محتاج است.

وي آنچه موجب بزرگ و قيمتي شدن منشور كوروش مي‌شود و از آن گوهر مي‌سازد را توجه به ارزش‌هاي اصيل الهي و انساني ‌كه ريشه در آسمان دارد و در زمين گرامي داشته مي‌شود،‌ دانست و ‌ادامه داد:‌ ايرانيان از ديرباز اينگونه بودند كه سر به آسمان داشتند و در زمين به نيكي و استواري گام برمي‌داشتند و امروز منشور كوروش مايه فخر و مباهات هر انساني و هر از قوم، قبيله، نژاد‌ و سرزمين‌ است كه به ارزش‌هاي الهي و انساني افتخار مي‌كند.

به اعتقاد مشايي، گرايش به خوبي‌ها و نيكي‌ها انسان را به ارزش‌گذاري به منشور كوروش و مفاد ماندگار تاريخي آن ملزم مي‌كند.



* ملت بزرگ ايران جز خير و صلاح براي ملت دنيا هيچ نمي‌خواهد


وي با بيان اينكه مفاد منشور كوروش زيبايي‌هاي فراواني را از ابعاد و جهت‌هاي مختلفي در خود جمع كرده است، تأكيد كرد: جامعه بشري امروز محتاج آن است كه اين سند تاريخي را نصب‌العين قرار داده و بر مبناي آن براي توسعه و ثبات‌ صلح، امنيت،‌ دوستي، عشق و محبت برنامه‌ريزي كند.

رئيس دفتر رئيس جمهور خاطرنشان كرد:‌ ملت بزرگ ايران افتخار تاريخي خود را مرور مي‌كند و از اين مرور براي پيگيري مأموريت‌هاي بزرگ تاريخي خود غرور ذخيره مي‌‌كند و ملت‌هاي دنيا بدانند كه ملت بزرگ ايران جز خير و صلاح براي ملت دنيا هيچ نمي‌خواهد.




* بزرگ شمردن "ايران " امروز تكليف تاريخي مردان و زنان ايراني است


مشايي نام ايران و ايراني را قرين معرفت، محبت دانست و تعقل، خردورزي، فلسفه، عشق، ولايت، عرفان، ادب، شعر، نغزگويي و غزلسرايي را صفت مميزه ملت ايران توصيف كرد و ادامه داد: بزرگ شمردن "ايران " امروز تكليف تاريخي مردان و زنان ايراني است اما اين تعظيم و تجليل و تكريم نه از پي آن است كه ايرانيان فخري به غير خود بفروشند، چرا‌كه زمانه تظاهر به قوم و قبيله گذشته و مردمان جهان در پي هويت مشترك انساني، الهي جهاني هستند، بلكه مقصود آن است كه با اين تجليل و تكريم اين مأموريت تاريخي به درستي شناسانده و درك شود و مسئوليتي كه بايد براي پيگيري اين ماموريت بزرگ احساس شود، احساس شود.

وي تاكيد كرد: امروز ملت بزرگ ايران قصد تفاخر ندارد بلكه مي‌خواهد از گذشته زيبا و جلوه‌هاي ماندگار و تاريخي خود براي اثبات ارزش انسان و انديشه‌هاي روشن الهي سندي بسازد.

رئيس دفتر رئيس جمهور منشور كوروش را سند رفاه، آزادي اعتقادات ارزشمند آسماني و توليدي،‌ الزامات انساني و بشري، ضرورت مبارزه با ستم، گسترش عدالت همه‌جانبه و تعظيم و تكريم نفس انسان با الغاي برده‌داري توصيف كرد و گفت: هركدام از اينها مي‌تواند منشور كوروش را به يك سند ماندگار براي همه تاريخ تبديل كند و ما به عنوان يك ايراني و يك انسان در هر جاي جهان به اين ميراث پايدار تاريخي ايران افتخار مي‌كنيم.




* بازگشت به منشور كوروش امروز بسيار بسيار ضروري است

رئيس دفتر رئيس جمهور ادامه داد: امروز منشور كوروش سند آشكاري براي انسان‌هاي امروز جهان است كه بدانند اگر در 2500 سال پيش اين انديشه بزرگ براي اجتماع بزرگ انساني يك ضرورت تمام بوده، امروز كه جامعه جهاني را قابل تحقق مي‌دانيم و انديشه هويت جهاني قابل فهم و درك است و نظام واحد جهاني قابليت تحقق دارد، بازگشت به اين انديشه بسيار بسيار ضروري است.

مشايي افزود: امروز بايد ادبيات مسلط جهاني در حوزه سياست و مديريت درس بياموزد و خود را در جهت الغاي انديشه‌هاي شيطاني و نفساني و ابراز و ابرام بر آشكار ساختن و تحقق انديشه‌هاي رحماني اصلاح كند.



* انديشه، مرام و ادبيات كوروش از جنس پيامبران بوده است

وي با بيان اينكه منشور كوروش منشوري است كه درس انسانيت مي‌دهد و برخي از علماي بزرگ گفته‌اند كه كوروش پيامبر بوده است، تأكيد كرد:‌ ‌البته من در مقام اثبات يا نفي اين موضوع نيستم، اما آنچه مي‌توان در مقياس حداقلي بر آن تكيه كرد و تأكيد داشت، اين است كه انديشه و مرام و ادبيات كوروش از اين جنس بوده است و اميدوارم اين فرصت براي ملت بزرگ ما به‌خوبي قدر شناخته شود و مورد قدرداني قرار بگيرد.

رئيس دفتر رئيس جمهور با بيان اينكه ملت بزرگ ايران مأموريت بزرگي بر عهده دارد، تاكيد كرد: ‌‌اگر ملت ايران معتقد باشد كه بايد مثل هميشه پاسدار اصيل الهي و انساني باشد، بايد جايگاه خود را به خوبي بداند.



* بازگشت به منشور كوروش امروز بسيار بسيار ضروري است

رئيس دفتر رئيس جمهور ادامه داد: امروز منشور كوروش سند آشكاري براي انسان‌هاي امروز جهان است كه بدانند اگر در 2500 سال پيش اين انديشه بزرگ براي اجتماع بزرگ انساني يك ضرورت تمام بوده، امروز كه جامعه جهاني را قابل تحقق مي‌دانيم و انديشه هويت جهاني قابل فهم و درك است و نظام واحد جهاني قابليت تحقق دارد، بازگشت به اين انديشه بسيار بسيار ضروري است.

مشايي افزود: امروز بايد ادبيات مسلط جهاني در حوزه سياست و مديريت درس بياموزد و خود را در جهت الغاي انديشه‌هاي شيطاني و نفساني و ابراز و ابرام بر آشكار ساختن و تحقق انديشه‌هاي رحماني اصلاح كند.






این قسمت سخنان از همه جالب تر که نظر سنجی قرار دادم:


چرا منشور كوروش را آيت خدا ندانيم؟




رئيس دفتر رئيس جمهور با اشاره با اينكه هزار و 300 سال پيش منشور كوروش ظاهر و كشف شد و 2400 سال از فنا محفوظ ماند، اظهار داشت: چرا اين را آيت و نشانه خدا ندانيم؟ اگر جسد فرعون باقي مي‌ماند تا نشانه‌اي براي عبرت آيندگان باشد، چرا اين منشور را نشانه‌اي ندانيم كه آري مرد و زن! امروز بعد از 2 هزار سال پس از ميلاد مجدداً در رفتار و گفتار، ‌منطق، مرام، انديشه‌ها، كردار و عمل خود ‌بازنگري كنيد.

مشايي با بيان اينكه آزادي بسيار ذيقيمت است و بدون آن هيچ نمي‌تواند نجات‌بخش باشد، گفت: مهمترين ارزش‌هاي معنوي و الهي در دامن آزادي است كه موجبات شكوفايي انسان را پديد مي‌آورد.

وي اضافه كرد:‌ دين در منطق و تفكر اهل بيت جز محبت نيست و منطق، اصالت بر دوست داشتن است و فقط زماني موضوعيت دارد كه محبت و عشق در مخاطره باشد و فرصت‌هاي عشق ورزيدن از انسان‌ها ستانده شود.

پنجشنبه 1390/10/08به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
15:49   مرگ کوروش از زبان هرودوت و بروسوس و دیگر تاریخ نویسان یونانی
همانطور که می دانید منابع ایرانی و هخامنشی در مورد مرگ کوروش هیچ شرحی را روایت نکرده اند(تا انجا که من دیدم)،اما مورخان بزرگ یونانی همچون «هرودوت»، «گزنفون»، «کتزیاس» و … هر کدام مردن کوروش را به گونه ای متفاوت روایت کرده اند.ما در اینجا نظریه های «هرودوت»،«بروسوس» و «کتزیاس»،«دیودوروس» و «گزنفون» را مورد بررسی قرار می دهیم.



هرودوت می نویسد، چگونگی درگذشت کوروش را که در لشکرکشی به سرزمین «ماساگت ها» یا همان «سکایی ها» به وقوع پیوسته است را به چند گونه بازگفته اند و او به نقل روایتی که بیش از سایر روایات به نظرش درست می رسد می پردازد.
بنا بر نوشته ی هرودوت در آن زمان شهبانویی به نام «تومیریس» بر قبایل ماساگت ها فرمانروایی می کرده است که بیوه ی سابق پادشاه این سرزمین بوده است. کوروش به منظور این که بدون جنگ و خونریزی بر سرزمین ماساگت ها دست یابد، از وی درخواست همسری کرد اما «تومیریس» فهمید که طالب خود او نیست بلکه قصد دارد سرزمین های او را تصرف کند و از این رو درخواست کوروش را نپذیرفت. پس از آن کوروش تصمیم گرفت به سرزمین های تومیریس که در خاور دریای خزر قرار داشت لشکرکشی کند.
کوروش بزرگ به منظور ورود به سرزمین ماساگت ها دستور داد قایق هایی را به یکدیگر بپیوندند و به وسیله ی آن ها پلی بر روی رودخانه «سیحون» به وجود بیاورند و به منظور محفوظ نگه داشتن سپاهیانش از دستبرد دشمن، برج هایی روی قایق ها بسازند تا لشکریان بتوانند به آسانی و با امنیت از رود عبور کنند. هنگامی که تومیریس از اقدامات جنگی کوروش آگاه شد برای او پیامی به شرح زیر فرستاد: «ای پادشاه مادها، دست از این جنگجویی بردار و به فرمانروایی بر سرزمین خود خرسند باش و بگذار ما هم بر سرزمین خود حکومت رانیم. ولی چون می دانم به این اندرز گوش فرا نخواهی داد، به تو توصیه می کنم این کار بیهوده پل سازی را رها کن و بگذار سپاهیان ما از رود سیحون به مسافت سه روز راه به داخل سرزمین های ما دور شوند. آن وقت به سپاهیانت دستور بده آسوده از رود بگذرند تا درون خاک ما با یکدیگر نبرد کنیم و یا تو و سپاهیانت به مسافت سه روز راه به داخل خاک ایران عقب نشینی کن تا ما از رود بگذریم و در سرزمین تو با سپاهیانت بجنگیم.»
کوروش با سران سپاه خود در این باره مشورت کرد. همه معتقد بودند که بهتر است کوروش به داخل خاک ایران عقب بنشیند و به این وسیله سپاه ماساگت ها را به داخل خاک ایران کشانیده و آن ها را نابود کند. اما «کرزوس» پادشاه لیدی که پس از شکست از کوروش، مورد عفو و محبت و احترام او قرار گرفته بود و پیوسته در خدمت کوروش بود گفت به عقیده ی او بهتر است به سپاه ماساگت ها تکلیف شود داخل خاک خود عقب نشینی کنند سپس ما آن ها را تعقیب خواهیم کرد و در محلی خوراکی ها و نوشیدنی های لذیذ و گوارا می گذاریم و آن ها به گروهی از مردانی که قادر نیستند در جنگ شرکت کنند می سپاریم. آن وقت آن ها که به چنین خوراکی های لذیذی عادت ندارند آن قدر خواهند خورد که جنگ را از یاد ببرند. آن گاه ما به آن ها حمله خواهیم کرد و آنان را از پای درخواهیم آورد.
کوروش رای کرزوس را پسندید و به تومیریس پیام فرستاد به خاک خود عقب نشینی کند و کرزوس را به کمبوجیه سپرد تا با نهایت احترام با او رفتار کند و هر دو را به ایران فرستاد و خود با سپاهیانش برای مقابله با ماساگت ها از رود سیحون عبور کرد. کوروش وارد خاک آن ها شد و آن چه را که کرزوس به او توصیه کرده بود، انجام داد. در نتیجه سپاه ماساگت ها به محل تمرکز خوراکی ها و نوشیدنی ها رسیدند، نگهبانان پارسی را کشتند و آن قدر خوردند و آشامیدند که مست شدند. در این حال سپاهیان کوروش به آن ها حمله کردند و گروهی از آن ها را کشتند و جمعی را اسیر کردند. پسر تومیریس به نام «اسپرگپی سس» نیز بین دستگیرشدگان بود. او از کوروش تقاضا کرد زنجیر از دست و پایش بگشایند و پس از این که درخواست او مورد پذیرش کوروش قرار گرفت و آزاد شد، دست به خودکشی زد.
هنگامی که تومیریس از مرگ فرزند و همچنین این که کوروش به سخنان او اعتنایی نکرده آگاه شد، کلیه ی سپاهیان خود را جمع آوری کرد و تصمیم گرفت جنگ بزرگی با کوروش بکند. جنگی که به این ترتیب بین سپاهیان کوروش و تومیریس انجام گرفت، یکی از شدیدترین نبردهای آن زمان بوده است. سرانجام ماساگت ها بر سپاهیان کوروش پیروزشدند و بر طبق نوشته ی هرودوت کوروش در این جنگ کشته شد.

بعضی از مورخان نوشته ی هرودوت را درباره ی سرانجام کوروش خالی از واقعیت می دانند. این احتمال وجود دارد که کوروش در قلب سرزمین ماساگت ها با کوهستان های سخت گذر و دشمنان نیرومند روبرو شده و از پای درآمده باشد اما افتادن سر او به دست تومیریس افسانه است زیرا ایرانی ها پیکر او را به پاسارگاد بردند و در آن جا دفن کردند.
«بروسوس» و «کتزیاس» درباره ی سرانجام کوروش شرح دیگری دارند. «بروسوس» نوشته است که کوروش با طایفه «داهه» جنگید و به دست آن ها و در میدان جنگ کشته شد. «کتزیاس» می نویسد کوروش با «آمرایوس» پادشاه قبایل «دربیگی» وارد جنگ شد و چون گروهی از هندوها با فیل های بسیار به یاری «دربیگی»ها آمده بودند، اگرچه سپاه کوروش مردانه در برابر جنگاوران فیل سوار هندو سخت پایداری کرد اما سرانجام سپاه او شکست خورد و خود کوروش از اسب به پایین افتاد. در این هنگام یکی از هندوها با زوبین زخمی بر ران او زد و سپاهیان کوروش او را از صحنه ی جنگ دور کردند. روز دوم جنگ، «آمورگس» پادشاه «اسکوتها» با بیست هزار نفر به یاری کوروش آمد و در جنگی که دوباره بین دربیگی ها و سپاهیان کوروش درگرفت، سپاه کوروش پیروز شد و دربیگی ها فرار کردند. پادشاه دربیگی ها و دو پسرش نیز در جنگ کشته شدند. پس از جنگ، دربیگی ها فرمانبردار ایران شدند اما کوروش بر اثر زخمی که به رانش اصابت کرده بود پس از سه روز درگذشت.
«دیودوروس» نوشته است شهبانوی ماساگت ها کوروش را دستگیر و به چهارمیخ کشیدند. «استرابو» و «ژوستینوس» به نقل از نوشته ی «تروگوس پومپیوس» شرحی شبیه به روایت هرودوت درباره ی مرگ کوروش نقل کرده اند.
روایت دیگری است که اصولا مرگ کوروش بطور طبیعی اتفاق افتاده است. «گزنفون» می نویسد هنگامی که کوروش به سن سالخوردگی رسید، شبی خواب دید که سروشی به او گفت:« کوروش، زمان آن فرا رسیده است که آهنگ رفتن کنی و به خدایان بپیوندی.» کوروش پس از بیداری به کوه ها رفت و بنا به آیین ایرانیان برای اهورامزدا و خورشید و میترا و دیگر خدایان قربانی ها کرد و دگر روز، کمبوجیه فرزند بزرگش را جانشین خود ساخت و فرمانروایی ارمنستان و «کادوسیان» را به «بردیه» فرزند کوچکترش سپرد. پس از آن دست یاران و فرزندانش را فشرد و به آرامی و آسودگی بدرود حیات گفت.
از آن چه درباره ی مرگ کوروش گفته شد می توان نتیجه گرفت که قبایل گوناگون نیرومند و جنگجوی ماساگت ها که در شمال شرقی ایران زندگی می کردند با یکدیگر متحد شدند و کوروش، بنیان گذار تاریخ پادشاهی در ایران را در کوهستان های سخت گذر غافلگیر کردند و پس از وارد آوردن شکست به سپاهیان کوروش، او را هلاک کردند. اما سپاهیانش نگذاشتند جسدش به دست دشمن بیفتد بلکه آن را با خود به پارس بردند و پس از این که او را مومیایی کردند، در پاسارگاد به خاک سپردند.
پس از درگذشت کوروش، به طوری که از نوشته های تاریخ نویسان برمی آید، کمبوجیه به سرزمین ماساگت ها لشکرکشی کرد و به خونخواهی پدرش آن ها را فرمانبردار ایران کرد زیرا در روزگار داریوش بزرگ کلیه ی قبایل ماساگت ها فرمانبردار ایرانیان بوده اند.
پنجشنبه 1390/10/08به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
15:47   آرامگاه کوروش بزرگ،پاسارگاد + عکس
مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس واقع شده‌است.

این مجموعه دربرگیرنده ابنیه‌ای چون آرامگاه کوروش بزرگ، باغ سلطنتی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطه مقدس و تنگه بلاغی است.


این مجموعه، پنجمین مجموعه ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.


پاسارگاد
پاسارگاد در دشتی مرتفع به ارتفاع ۱۹۰۰ متر از سطح دریا، در حصار کوهستان واقع شده‌است. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان فارس درنزدیک آرامگاه کورش مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌بود. به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. ظاهرا هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیه امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته‌است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته‌است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصا در پایه‌ها، جلب نظر می‌کند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده‌است.



این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 522x800 می باشد.
این عکس تغییر سایز داده شده است. برای مشاهده در سایز اصلی ( 522‍‍×800 ) کلیک کنید.
پاسارگاد,آرامگاه کوروش بزرگ



نام پاسارگاد
نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه “پَسَرگََد” بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطه‌ای میان این نام و “پارس” نیست.
نام پاسارگاد از اسم قبیله‌ی شاهان پارسی یعنی قبیله ” پاسارگاد” گرفته شده که “آنان که گُرز گران می‌کشند” معنی میداده.


از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ میدانسته‌اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می‌شود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص می‌شود طراح همه یکی بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده‌اند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاه‌های آن سه کاخ بیانگر آن است که آن‌ها با کورش ارتباط داشته‌اند. سوم، نوع معماری و به خصوص شیوه‌ی سنگ‌تراشی و بست‌های پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان می‌دهد و مخصوصا در نقوش، که از سنت‌های ملل مختلف گرفته شده‌اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته‌اند (آن چنان که در تخت جمشید می‌یابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیه‌ای و ایونیه‌ای به ویژه در نوع تراش سنگ‌ها و ابزار و آلات سنگ‌تراشی و “نشانه‌های سنگ‌تراشان” پیداست. بنابراین شکی نمی‌توان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده‌اند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور میکرد)..
پیشینه

سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده‌است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایه سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقه‌ای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزی‌های دیگری چون غلبه بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی بعدا توسط پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) تحکیم و گسترش یافت. از کوروش در عهد عتیق به عنوان آزادی‌دهنده بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شده‌است.


در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را تسخیر کرد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسله‌ای باقی ماند. به گفته نویسندگان باستانی، مانند هرودوت و آریان (گزنفون)، اسکندر آرامگاه کوروش را محترم شمرده و آن را بازسازی نمود.

در دوره‌های بعدی، از تل تخت هم چنان به‌عنوان یک دژ بهره‌برداری می‌شد، حال آن که کاخ‌ها متروک شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سده هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می‌شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سده دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سده چهاردهم از آن استفاده می‌شد. این محوطه توسط مسافرین طی سده‌ها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته‌است.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفه پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسله آنها هخامنش بوده‌است. نامدارترین رئیس اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن ۷ پ م چیش پیش دوم است که تا سال ۶۴۰پ م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. او چیش پیش پور کوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همه شان رؤسای قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود ۴۰ سال در نظر بگیریم، می‌توان گفت که در زمانی که پارسها در منطقه پارسوای مذکور در سند آشوری (یعنی سال ۸۳۴ پ م) اقامت داشته‌اند، ریاستشان در دست هخامنش بوده‌است.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 600x800 می باشد.
این عکس تغییر سایز داده شده است. برای مشاهده در سایز اصلی ( 600‍‍×800 ) کلیک کنید.
پاسارگاد,آرامگاه کوروش بزرگ



هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکرده طایفه پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. مهم‌ترین سنگ نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی‌اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود. به طور دقیق روایت می‌کند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور درباره شخصیت کوروش هخامنشی آمده‌است که: همه نشانه‌ها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعه جهانی مبتنی بر امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده‌است. کوروش در لشکرکشیها و پیروزیهایش با ملل مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام می‌داد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.

شایان ذکر است که پاسارگاد نام یک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده که مورد علاقه و توجه جهانیان بویژه علاقه‌مندان به میراث ملل می‌باشد، بر این مبنا استانداری و وزارت کشور بعد از تصمیم به ایجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و یاد پاسارگاد در سطح ایران و جهان ترجیح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جدیدالتأسیس قرار دهد»از طرف دیگر بانیان احداث مجموعه پاسارگاد، دولت هخامنشی بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری با تأسیس بخش هخامنش در برجسته‌تر نمودن آثار کوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان داده‌است چرا که فرزندان هخامنش پس از کسب قدرت و تشکیل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئیس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری کرده‌اند و این امر نشان دهنده احترام و جایگاه بلند هخامنش در بین قبائل پارس بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری فارس با نکته سنجی و ظرافت تمام این مسئله را مورد توجه قرار داده‌اند.

مشخصات
شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سده ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطه اصلی (۱۶۰ هکتار، حدودا ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقه طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدودا ۷۱۲۷ هکتار). محوطه اصلی شامل این بناهای تاریخی است:




آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛
برای دیدن این عکس به اندازه بزرگ، روی این قسمت کلیک کنید.مجسمه بالدار پاسارگاد، منسوب به کورش



تل تخت (یا «تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطه اصلی؛
مجموعه سلطنتی در مرکز محوطه اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه R)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
در منطقه شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعه سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدودا ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.


محوطه اصلی شامل منطقه حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطه حفاظتی اطراف، باقیمانده‌های دیگری نیز هستند: محدوده مقدس (حدودا ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطه حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.



مهم‌ترین اثر مجموعه پاسارگاد، بنای آرامگاه کورش بزرگ است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه حدودا در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های عظیم، که درازای بعضی از آن‌ها به هفت متر می‌رسد،، ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله‌ای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را تعمیر کرده‌اند.



بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد:

سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
اتاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد.


پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شده‌است، که از آن‌ها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است.



خزانه آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانه شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. تا حدود صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دوره اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های باقی مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانه آرامگاه کنده‌کاری شد. در دهه ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند.



پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. به گزارش مورخان زمان اسکندر، وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و از مقبره کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین، یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست می‌کرد یا به خود می‌آویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط تعدادی مغ محافظت می‌شود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت.



در شیب سقف آرامگاه دو حفره بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند.



آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی مقدس به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند.



اسکناس‌های سبز رنگ پنجاه ریالی ایران از سال ۱۳۵۲ خورشیدی تا ۱۳۵۷ با نقشی از پاسارگاد چاپ و نشر می‌شد.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 600x800 می باشد.
برای مشاهده عکس در سایز کوچک، اینجا کلیک کنید.
پاسارگاد,آرامگاه کوروش بزرگ



استحکامات دفاعی تل تخت


نمای پاسارگاد از روی تپه تل‌تخت. نزدیکترین بنا آرامگاه کمبوجیه و دورترین بنا که در مرکز قسمت بالایی تصویر دیده می‌شود آرامگاه کورش بزرگ است. بین این دو بنا، ویرانه‌های کاخهای هخامنشی دیده می‌شوند.

این استحکامات با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای عظیم در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. استحکامات مذکور معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده‌است:



ساختارهای سنگی؛ عموما مربوط به دوره اول هخامنشی.
ساختارهای خشتی؛ مربوط به دوره دوم هخامنشی.
ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دوره سلوکی و اشکانی.
ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دوره ساسانی.




ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوه اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سده ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌است. نقشه عمومی سکو یک متوازی‌الاضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگیهایی در کناره‌های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریبا ۱۵ متر بوده‌است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحله دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).


مجموعه سلطنتی


این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته‌است واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعه باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنه اصلی کاخ‌ها از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدودا در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایه ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنه آن‌ها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستون‌ها ۱٫۰۴ متر و بدنه ستون‌ها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستون‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستون‌ها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان می‌داده‌است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته‌است. برخی از نقوش برجسته درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.


این عکس کوچک شده است، برای اینکه بصورت بزرگ شده ببینید، روی این قسمت کلیک کنید، اندازه اصلی عکس 431x800 می باشد.
این عکس تغییر سایز داده شده است. برای مشاهده در سایز اصلی ( 431‍‍×800 ) کلیک کنید.


عبارت «من کورش هستم، شاه هخامنشی» که به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد حک شده‌است.

کاخ دروازه در حدود شرقی محوطه اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشه چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.



در یکی از چار چوب‌های دروازه، یک نقش برجسته مشهور از یک پیکر انسان مانند که بال‌هایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقی مانده در کاخ دروازه‌است، مردی را نشان می‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.



کوشک‌های (پاویلیون‌ها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالا دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده‌است. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگ‌های آراسته تشکیل شده‌است.


آرامگاه کمبوجیه
آن چه از این بنا باقی مانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است.



محوطه مقدس


این محوطه که در ۳ کیلومتری آرامگاه کوروش و در غرب مجموعه پاسارگاد واقع شده‌است شامل تپه‌ای تاریخی و دو سکوی مجزای سنگی است. برخی از محققین اعتقاد دارند که سکوی سوم کشف‌نشده‌ای وجود دارد که تثلیث خدایان باستانی – اهوارامزدا، مهر و آناهیتا – را نمایشگر است.


کاروانسرای مظفری

در دوره آل مظفر برای اسکان کاروانهای تجارتی و زیارتی که از مسیر جاده شاهی می‌گذشتند، کاروانسرایی با استفاده از سنگ‌های آورده شده از بناهای سلطنتی پاسارگاد به طرح چهار ایوانی در کنار آرامگاه کورش ساخته شده که امروزه بقایای دیوار و شالوده آن قابل مشاهده‌است.



ثبت جهانی پاسارگاد توسط یونسکو


معیارهای ثبت جهانی پاسارگاد
پاسارگاد، جمهوری اسلامی ایران به سال ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق با سال ۲۰۰۴ میلادی بر اساس بندهای یکم، دوم، سوم و چهارم معیارهای فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید:


معیار یک: پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی هخامنشی است.

معیار دو: پایتخت شاهنشاهی پاسارگاد را کوروش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری که بنا نهاده بود ساخت این حرکت به صورت یک مرحله بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران درآمد.

معیار سه: محوطه باستان شناختی پاسارگاد با کاخ‌ها، باغ‌ها و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی یادبودی استثنایی از تمدن هخامنشیان در ایران است.

معیارچهار: مجموعه چهار باغی پادشاهی که در پاسارگاد بنیان گذاشته شده به صورت نمونه‌ای مادر برای این گونه معماری و طرح ریزی در آسیای غربی در آمد.
اطلاعات اولیه


دولت طرف: جمهوری اسلامی ایران
نام ملک: پاسارگاد
موقعیت: استان فارس
تاریخ دریافت: ۳۰ ژانویه ۲۰۰۳
طبقه بندی: مطابق طبقه‌بندیهای دارایی‌های فرهنگی شرح داده شده در مقاله ۱ از پیمان نامه میراث جهانی سال ۱۹۷۲، این یک محل باستانی است.

این عکس تغییر سایز داده شده است. برای مشاهده در سایز اصلی ( 600‍‍×800 ) کلیک کنید.


نمای پاسارگاد از روی تپه تل‌تخت. نزدیکترین بنا آرامگاه کمبوجیه و دورترین بنا که در مرکز قسمت بالایی تصویر دیده می‌شود آرامگاه کورش بزرگ است. بین این دو بنا، ویرانه‌های کاخهای هخامنشی دیده می‌شوند.

شرح مختصر: پاسارگاد اولین پایتخت سلسله‌ای امپراتوری هخامنشی بود که توسط کوروش دوم در قرن ششم قبل از میلاد ساخته شد. کاخهای آن، طرح باغها، هم چنین آرامگاه کوروش نمونه‌های برجسته‌ای از اولین مرحله تکامل هنر و معماری سلطنتی هخامنشیان هستند، و یک گواهی استثنایی از تمدن ایرانی است.
پنجشنبه 1390/10/08به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
15:40   یک ناگفته خواندنی از مقبره کوروش هخامنشی+ عکس
کوروش نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.مرگ کورش در سال سی‌ام سلطنت او در حدود سال ۵۲۹ پیش از میلاد اتفاق افتاده‌است. روایات مختلفی دربارهٔ مرگ کوروش وجود دارد.
پارسینه: اگر این شانس را داشته باشید که وارد آرامگاه کورش شده باشید، به احتمال زیاد اولین چیزی که باعث تعجبتان میشد سقف بسیار کوتاه محفظه داخلی آرامگاه نسبت به ارتفاع بلند بیرونی آن است.

شاید جالب باشد بدانید که آرامگاه واقعی کورش و همسرش (کاسان دان - ملکه وقت) نه در محفظه داخلی، بلکه به صورت مخفی در بالای سقف جاسازی شده بوده است! این محفظه در سال 1338 هنگام کندن درخت انجیر وحشی که بر سقف روییده بود به وسیله باستان شناسان کشف شد و مشخص شد که پیشتر مورد دستبرد قرار گرفته و تخلیه شده است!

کوروش نخستین پادشاه و بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.

مرگ کورش در سال سی‌ام سلطنت او در حدود سال ۵۲۹ پیش از میلاد اتفاق افتاده‌است. روایات مختلفی دربارهٔ مرگ کوروش وجود دارد.

هرودوت می‌نویسد، راجع به در گذشت کوروش روایات مختلف است اما من شرحی را که بیشتر در نظرم معتبر می‌نماید نقل می‌کنم. کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ماساگت (ماساژت) قومی از سکاها که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند، به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد، میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کوروش باید از آن عبور می‌کردند.

هنگامی که کوروش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش (تومیریس) ملکهٔ سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کوروش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدیه و دایی مادر کوروش که تا پایان عمر، به عنوان یک مشاور به کوروش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد.

کوروش نظر کرزوس را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. نخست عده‌ای از جنگاوران ماساگت‌ها به رهبری سپارگاپیس فرزند ملکه، به دسته‌ای از سربازان لشکر کوروش که از بقیه جدا افتاده‌بودند، حمله کرده و همه را به خاک هلاکت انداختند. بعد از آن پیروزی آنها بر سفرهٔ طعام بازمانده از لشکر کوروش نشسته و با اشتیاق فراوان انقدر خوردند و نوشیدند که مست و بیهوش شدند.
این عکس تغییر سایز داده شده است. برای مشاهده در سایز اصلی ( 600‍‍×800 ) کلیک کنید.

نمای داخلی مقبره کوروش


پارسیان در این هنگام وقت را غنیمت شمرده بر سر آنها ریختند و سپارگاپیس را اسیر کردند. سپارگاپیس وقتی به هوش آمد و خود را اسیر دید، از کوروش استدعا کرد که غل و زنجیر از او بردارند. کوروش این تقاضا را اجابت کرد. وقتی دستان او آزاد شد، از شدت ننگ و عار خود را درجا کشت. بعد از جنگی بین دو سپاه درگرفت که از جهات شدت و خشونت در میان سایر اقوام سابقه نداشت و عاقبت ماساگت‌ها غلبه کردند و خود کوروش نیز کشته‌شد.
پنجشنبه 1390/10/08به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
15:39   کورش تو آسوده نخواب بیدار شو که ما همه خوابیم ، کورش تو را به آن یزدان پاکی‌ که به فرمانش ظلم را ریش
کورش تو آسوده نخواب ، بیدار شو که ما همه خوابیم ، کورش تو را به آن یزدان پاکی‌ که به فرمانش ظلم را ریشه کن کردی نخواب ، بیدار شو یک بار دگر ملت خسته و گرسنهٔ خویش را آبادی ببخش . ملتت زیر سلطهٔ تازیان به راه جهل و نادانی رفتند ، کورش عصبانی‌ نشو ، میدانم كه عرب را چه به این کارها اما کورش بعد از حمله تازیان کشور ما عقب کرد داشته. کورش ما همه پشیمانیم اما متعصبیم به آنچه که خود به آن تعصب پشيمانيم، کورش تو که از آزادی دینی دم زدی و محبوب شدی امروز آزادی دینی گناه است. تورا به آن یگانه یزدان مقدست بیدار شو و ننگ خوارج بودن از انسانهای روشن فکر و دوستدارت را پاک کن ، کورش آسوده نباش که ما آسوده نیستیم ، میدانم که از دست همهٔ ملتی که حتی روز تولد و مرگ توراهم نمیدانند ناراحتي ، میدانم ناراحتي از اینکه ملتت حتی در تمام طول عمر خویش سنگهای مقبرهٔ تورا حس نکردند و در عوض سالی‌ ده بار پنجره های فولادی بارگاه امامان را طواف میکنند ، اما تو بیدار شو ؛میدانم ناراحتی مردمت به جای بوسه زدن بر مقبره ات انواع و اقسام یادگاری روی آن مینویسند. کوروش بیدار شو چون ما آسوده نیستیم ، کورش ، دیگر ما خواب خوابیم ؛ گرسنهٔ گرسنه ایم ؛ فقیر فقیریم ، مظلوم مظلومیم ، اما باز هم تمنای اعادهٔ کورش دیگری را نداریم . کورش پشيمان شدم ، تو رو خداآسوده بخواب ، بیدار نشو و به این دنیا پا نگذار چون اگر بیايي و حرفهای آزادی منش خویش را به زبان بیاوری مردم برای دیدن مراسم اعدامت هجوم می آورند و سر صبح از خوابشون میزن پا میشن میان شاید مثلا میدان سعادت آباد . کورش بخواب که اگر بخوابی‌ محبوب تر میمانی. بخواب که این ایرانت دیگر ایران نیست . بخواب که امپراتوری بزرگ ایران نیست ، جمهوری اسلامیست . مرز پر گهری نیست … خاکی نیست… وطنی نیست … آبی نیست… دریای کاسپین نیست دیگر… خلیج پارس کجا بود …اسمش را گذاشتند خلیج عرب طاق بستان کجا ؟ هرات کجا ؟ نخجوان و ایروان کجا ؟ آنوقت تو حرف از کانال سوئز میزنی‌ ؟ تو معبد در اورشلیم می سازی ؟ کورش تمام شد آن همهٔ رویاهای شیرین تاریخی ما که تو آنرا به وجود آوردی تمام شد . مردم ملت نیستند ، مردم آحاد ملت است . کشورت را از دروغ و خشکسالی در امان میخواستی ؟ امروز هم خشکسالی داریم هم دروغ. پس کورش بخواب اما راحت نخواب چرا که در نزدیکی‌ مقبرهٔ بزرگت سدی ساختند که به زودی مقبره ات را خراب کرده تا سالیان آینده کودکان فردا حتا کورشی نشناسند. کورش مرا ببخش فقط خواستم بهت هشدار بدم که مراقب جای خوابت باش اما اینها همه واقعیتی بود که پس از ۲۵ قرن از حکومت تو گریبان مردم همان کشور را گرفته . من میروم و پنهانی به سلامتی ات شرابی‌ بنوشم . کجا میروم ؟ چرا همینجا نه ؟ کورش انگار از آن موقع تا به حال روضه میخواندم ؛ شراب حرام است مگر نمیدانی ؟ آزادی کیلويی چند ؟ میپرسی روضه چیست ؟ کورش بی‌خیال شو چون توان بازگو کردن فرهنگ امروز برايم زجر و درد آور است فقط این را بدان که شاید بعد از این نامه به همت برادران بسیجی‌ به جرم نوشیدن مخمرات و صحبت و ارتباط با طاغوت زندانی شوم .

پنجشنبه 1390/10/08به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
15:38   به كوروش چه خواهيم گفت؟
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد کردار پاک
چه شد ملک ايران زمين
کجايند مردان اين سرزمين
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر ديد و پرسيد از حال ما
چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان
کجايند ميران سر مستتان
چه آمد سر خوي ايران پرستي
چه کرديد با کيش يزدان پرستي
به شمشير حق ، نيست دستي
که بر تخت شاهي نشسته است
چرا پشت شيران شکسته است
در ايران زمين شاه ظالم کجاست
هوا خواه آزادگي ،
پس چرا بي صداست
چرا خامش و غم پرستيد، هاي
کمر را به همت نبستيد، هاي
چرا اينچنين زار و گريان شديد
سر سفره خويش مهمان شديد
چه شد عِرق ميهن پرستيتان
چه شد غيرت و شور و مستيتان
سواران بي باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج مي شود
جوانمرد محتاج مي شود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نيست بانگ دعا
چرا حال ايران زمين نا خوش است
چرا دشمنش اينچنين سر کش است
چرا بوي آزادگي نيست، واي
بگو دشمن ميهنم کيست، هاي
بگو کيست اين ناپاک مرد
که بر تخت من اينچنين تکيه کرد
که تا غيرتم باز جوش آورد
ز گورم صداي خروش آورد
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک...

پنجشنبه 1390/10/08به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
15:38  

پنجشنبه 1390/10/08به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
10:21   ادیان و مذاهب زمان زرتشت
در عهد ساسانیان که مذهب زرتشتی مذهب رسمی کشور ایران بود ادیان دیگر به صورت اقلیت در ایران فراوان بودند. مرحوم سعید نفیسی در توضیح آشفتگی اوضاع ساسانیان مهمترین سبب را اختلافات مذهبی می‌داند و مدعی است که اجحافات موبدان زرتشتی عامل مهمی برای نارضایی و پیدایش انشعابات بوده است.

وی می‌گوید: در تشکیلات آن زمان موبدان اختیارات نامحدودی داشته به خصوص موبد موبدان که در دربار مهمترین مقام را داشتند و حق هرگونه تغییر و تفسیر در احکام مدنی را داشته است و هر چه ساسانیان ضعیفتر می‌شدند به قدرت ایشان افزایش می‌یافت. در میان مردم ایران در مقابل طریقة رسمی مزدیسنی زرتشتی دو طریقه دیگری نیز رواج یافت:


که این دو دسته اختلاف شدیدی با زرتشتیان داشتند که جنبة دشمنی به خود می‌گرفت و بیگانگان از آن بهره‌مند می‌شدند علاوه بر اینها 5 فرقة دیگر نیز در ایران بودند که حتی علاوه بر زرتشتیان با خود نیز اختلاف داشتند.


در زمان هخامنشیان در نتیجة تصرف بابل توسط کوروش از اسارت رهایی یافتند و به ایران آمده و در مغرب ایران به خصوص خوزستان و اکباتان ساکن شدند در دورة ساسانیان بر شمارشان افزوده شد و در داخل ایران پیش رفته و حتی از ناحیه از اصفهان جمعیت کثیری از ایشان جمع شدند.


در دورة اشکانی از همان آغاز عیسویت عده‌ای از مردم نواحی غرب ایران به این دین گرویدند و کلیساهای معتبری در نواحی شرق و غرب فرات دایر کردند اینان کم کم در داخل ایران نفوذ کرده و تا دورترین نواحی شمال شرق یعنی ماوراء النهر رفته و از انجا دین را به چین بردند.


که در سال 228 میلادی آشکار شد از آنجایی که طریقة آن بی‌پیرایه بود و کوشش عمده‌ای در تصفیه اخلاق و طهارت ظاهر و باطن می‌کردند و جنبة عرفانی و تجرید خاصی به دین خود می‌دادند و حسن زیبایی و جستجوی آسایش مادی و معنوی در آن بیشتر بود مردم ایران به سرعت فوق العاده‌ای به آن گرویدند. پیروان این آیین عقیدة واسعی بدان داشتند و در برابر سختگیریهای ساسانیان در برخورد با این دین سخت مقاومت کردند.


در سال 497 میلادی در ایران اعلان شده از آنجایی که اطلاعات مربوطه به این دین از مخالفان آنان رسیده نمی‌توان به این نکته اعتقاد کرد که آنان طرفدار اشتراک زن و مال و تقسیم دارایی یا به اصطلاح اسلامی اباحی بوده باشند اما این معلوم است که با وجود سختگیریهای فراوان خسرو نوشین که آنها را در جایی جمع کرده کشته آنها از میان نرفته و پنهانی زندگی کرده‌اند.


در شمال شرق ایران که همسایه هند و چین بود مراکز فراوانی ساخته به خصوص در بامیان و بلخ بتخانه‌های مجللی داشته‌اند،و معبد نوبهار بلغ مهمترین معبد بودایی بوده و برمکیان که در زمان هارون الرشید مقام بلندی داشتند از بازماندگان ( برمکه ) یعنی سرپرست بتخانه نو بهار بوده‌اند بودائیان و مانویان شمال شرق ایران در حلمه تازیان بیش از 200 سال با آنان جنگیدند.
1- زروانیان 2- کیومرئیان 1-یهود: 2-نصاری: 3-مانوی: 4- مزدکی: 5- بودایی:

سه شنبه 1390/10/06به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
10:21   استفاده از عدد پي 3.14 در ساخت بناي تخت جمشيد !
مهندسان هخامنشي راز استفاده از عدد پي 3.14 را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه هاي سنگي و ستون هاي مجموعه تخت جمشيد كه داراي اشكال مخروطي است، از اين عدد استفاده مي كرده اند.

عدد پي( ۳.۱۴) در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعي محسوب مي شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مي آيد. كشف عدد پي جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضي هنوز نتوانسته اند زمان مشخصي براي شروع استفاده از اين عدد پيش بيني كنند. عده زيادي، مصريان و برخي ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مي دانستند اما بررسي هاي جديد نشان مي دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.

"عبدالعظيم شاه كرمي" متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسي هاي مهندسي در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،‌ گفت : بررسي هاي كارشناسي كه روي سازه هاي تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تخت جمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضي دان استفاده مي كردند كه به خوبي با رياضيات محض و مهندسي آشنا بودند. آنان براي ساخت حجم هاي مخروطي راز عدد پي را شناسايي كرده بودند.

دقت و ظرافت در ساخت ستون هاي دايره اي تخت جمشيد نشان مي دهد كه مهندسان اين سازه عدد پي را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمي در اين باره گفت : مهندسان هخامنشي ابتدا مقاطع دايره اي را به چندين بخش مساوي تقسيم مي كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالي معكوس را رسم مي كردند. اين كار آنها را قادر مي ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاي دايره اي را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها،‌ فشاري كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياري مي كرد. اين مهندسان براي به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پي را تا چند رقم اعشار محاسبه كنند.






هم اكنون دانشمندان در بزرگ ترين مراكز علمي و مهندسي جهان چون "ناسا" براي ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطي توانسته اند عدد پي را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ و رياضيات نخستين كسي كه توانست به طور دقيق عدد پي را محاسبه كند، آ«غياث الدين محمد كاشانيآ» بود. اين دانشمند ايراني عدد پي را تا چند رقم اعشاري محاسبه كرد. پس از او دانشمنداني چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان با استفاده از رايانه هاي بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد مي پردازند.

شاه كرمي با اشاره به اين موضوع كه در بخش هاي مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطي شامل دايره، بيضي، و سهمي ديده مي شود، گفت : "به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايي با اين اشكال هندسي بدون شناسايي راز عدد پي و طرز استفاده از آن غيرممكن است."
داريوش هخامنشي بنيان گذار تخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را مي دهد و تا سال 486 بسياري از بناهاي تخت جمشيد را طرح ريزي يا بنيان گذاري مي كند. اين مجموعه باستاني شامل حصارها، كاخ ها،‌ بخش هاي خدماتي و مسكوني، نظام هاي مختلف آبرساني و بخش هاي مختلف ديگري است.
مجموعه تخت جمشيد مهمترين پايتخت مقاومت هخامنشي در استان فارس و در نزديكي شهر شيراز جاي گرفته است.
سه شنبه 1390/10/06به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™      
10:20   نامهای ایرانی
آرمیلا نام دختران در ایران باستان
آرمیتان شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آروشا درخشان - نورانی - باهوش
آرتا نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند
ارنواز شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید
آرتمیس گوینده راستی- نام دریاسالار زن
آرتنوس صادق - راستگو - نام دختر داریوش
آسا نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت
آتاناز نامی ایرانی
آتنا نامی ایرانی
آتوسا دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار
آتوشه نام عمه یا خاله شاپور شاه
آوید نامی ایرانی
آویسا آب پاک و تمیز
آیدا همچون ماه و مهتاب
آیدان چهره زیبا همچون ماه - آیسان
آیلا نور ماه و مهتاب- آیناز
آذرمهر آتش مقدس ایرانیان- آذرمینا
آذرنوش نام زنان ساسانی و همچنین آتش مقدس ایران
آزیتا نام شاهزاده - ملکه و پرنسسز در ایران
آرش نام قهرمان وطن پرست ملی ایران
آراد نام فرشته
آرآسب نام کورش اول
اَفشین نام یکی از شاهزادگان ساسانی که به بابک خرمدین خیانت کرد
آبتین شخصیتی در شاهنامه - پدر فریدون
آترین نام یکی از پادشاهان خوزستانی در زمان داریوش بزرگ
آرتاباز نام فرمانده ارشد گردونه های کورش بزرگ
آرتام نام والی فریگیه در زمان کورش بزرگ
آریاداد برخواسته از نسل آریا - داده شده آریایی
آرتین نام هفتمین پادشاه ماد
آریا نام فرمانده ارتش کورش بزرگ در جنگ کوناکزا
آریامس آریای بزرگ - از شاهزادگان سغد در زمان اسکندر گجستک
آریوداد ایرانداد اوستا
آریومهر از سرداران داریوش سوم
آلیش قابل اشتعال
آمیتریس نام دختر داریوش دوم و همسر خشایارشا
آموتیا نام دوشیزه در زمان زندیه
آناهیتا نام فرشتگان اهورامزدا
آندیا همسر اردشیر اول
آنیتا نام دختران در زمان زند- به معنی پرورش گیاه
آیوت یکی از بهدینان در فروردین یشت
آرتامن از همپیمانان داریوش بزرگ در براندازی بردیا
آریاناز نامی ایرانی
آذرگون دختران در زمان اشکانی ویس و رامین
آریارمن از نخستین پادشاهان ایران در 2600 سال پیش - نیای داریوش
آرتاباز یکی از فرماندهان کورش بزرگ
آذرمهر آتش مهر
آرتونیس دختر ارته باذ و خواهر برسین
آرمه به معنای فروتنی - پاکی - نگهبان زمین
آذرمیدخت دختر همیشه جوان - دختر خسروپرویز - زنی که شاه شد
آسیمن نامی که همان سیمین امروزی است
آماستریس دختر داریوش سوم
اَدرک دختر یزدگرد سوم ساسانی
اَردویسور فرشته آب در ایران باستان
آرته دخت شهبانو اشکانی همسر اردوان
اَرشیت دوست ترین - نامی از دوره هخامنشی
اَمِستریس شهبانوی خشایارشا
اوراشی زن پسر سیامک
آتری به معنی آتش - از نامهای باستانی
آپامه خوشرنگ و زیبا - دختر اردشیر دوم هخامنشی
آرتا از نامهای باستانی
آندیا زن اردشیر درازدست شاهنشاه هخامنشی
آئیریک نیای یازدهم زرتشت
آئین کیش - راه و روش
آئین گُشنَسب سپهبد ایرانی در نبرد با بهرام چوبینه
آپاسای منشی شاهنشاه شاپور یکم ساسانی
آتروترسه پسر اسفندیار
آتروپات سردار ایرانی که والی آذربایجان بود - سردار داریوش
آترونوش آذرنوش - پاکدین زرتشتی
آرتاپارت نگهبان ویژه کوروش بزرگ
آرتام یکی از والی های شهنشاهی کوروش بزرگ
آریاز راهنما و راهبر - نامی اوستایی
آبنوش از زنان ویس و رامین
آپاما دختر سپیتمن سردار ایرانی
آرتادخت وزیر خزانه داری اردوان چهارم اشکانی
آرتیستون دختر کورش بزرگ - زن داریوش
آرگون شهبانوی اردشیر یکم هخامنشی
آروکو فرزند کوروش هخامنشی
آریابد نگهبان و سردار سرزمینهای آریایی
آریاراد پسر آریامنش پادشاه کپدوکیه
آیوت یکی از بهدینان زرتشتی
اَرتاریا پسر خشایارشاه
اَرتامن از متحدین داریوش بزرگ بر ضد مغ دروغین
اَرتاوند فرمانده ناوگان خشیارشا
اَرتور در کتاب ماتیکان هزاردستان از برزگان بوده است
اَرتَمَن یکی از سرداران ماد در روزگار کوروش
اَرتَبرزین در اوستا یعنی برترین راستی - سرداری هخامنشی
اَردین راستین و بزرگوار
اَرزین فرمانده امپراتوری ایران در حمله اسکندر گجستک
اَرسیما نماینده داریوش سوم برای گفتگو با سکندر ملعون
اِستاتیرا همسر داریوش سوم
اشتوکان نامی اوستایی و رقیب زریر
اشاداد کسی که از راستی و نیکی سود جسته است
ائیریه من ایران منش در روزگار ساسانی
ادیشه نامی از سرداران کورش بزرگ
اُمید یا اُمیت - از نویسندگان دینکرد زرتشتیان
افروز
آریانا متعلق به نسل آریا
اشکان شاهان سلسله اشکانیان
اوتانا هم پیمان داریوش اول
ارشان شاهزاده در نزد ایرانیان و فرزند اردشیردوم
ارشام نام پدر بزرگ داریوش بزرگ
ارشانوش از نام نامه نخعی
ارشین از شاهدخت های هخامنشی
ارشنوش نام نامه نخعی - نام باستانی
ارشکان کنیه فرهاد دوم و اردوان دوم شاهنشاه اشکانی
ارد نام پادشاه اشکانی و همچنین اندیشمند بزرگ معاصر ارد بزرگ
اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانیان - اردشیر بابکان
اردوان نام شاهان پارتی و برادر داریوش اول
اردا نام کشیشی در زمان ساسانیان
ارشاما نام پدر بزرگ داریوش اول
ارشک نام اولین پادشاه سلسله اشکانیان
اریکا مرتبط با زمین
افرا ستایش کردن
افشید شکوه خورشید
انوشه نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی
الیکا مادر زمین - شکوفه - نام دهی در شما ایران
الیا نام گل
الیزه نام مکانی در رودبار
المیرا فدا کننده
ایرسا رنگین کمان
اوراش فرزند کوچک اردشیر شاهنشاه ایران
اُوَرَش پسر اردشیر سوم
اُورداد از سرداران کوروش بزرگ
انوشیروان نام پادشاه دادگستر ایران
انوش جاودانه
انوشا خوشحالی و سرور و شادی
انوشک نام زنان در زمان ساسانیان- به معنی جاوید و ابدی


بکتاش شاه خوارزم
برسام به معنای آتش بزرگ
بامشاد از موزیسین های دوره ساسانی
بامداد پدر مزدک
بابک بابک خرمدین تندیس وطن پرستی ایرانیان
باربَد نوازنده و رامشگر مشهور خسرو پرویز شاهنشاه ساسانی
برتهم از سرداران نامی ایران
برسام از سردارن یزدگرد شاهنشاه ساسانی
بیارش کی بیارش - همان آرمین شاهنامه
بهرو بهشاد - بهرخ - بهتاب
بینا دانا و بیننده
باتیس ازسرداران داریوش سوم در حمله اسکندر گجستک
باوَند از سپهبدان مازندران
بَردیا - بَردیه فرزند کوروش بزرگ
بروسا پدر بهرام - از موبدان یزد
بَستام برادر زن هرمز چهارم ساسانی
بهداد نیک آفریده شده
به رَوِش نیکترین راه - بهترین انتخاب زندگی
برسین دختر داریوش سوم که اسکندر با او ازدواج کرد
بهنوش خوش مشرب - مطبوع - دلپذیر
بهشید نامی ایرانی به معنی بهترین روشنایی
بیتا زیبا و خوش چهره
برسین زن ایرانی اسکندر گجستک


پارمیس نوه کورش بزرگ
پروشات در اوستایی به معنی بسیار شاد
پریزاد زن داریوش دوم هخامنشی
پورچیستا پردانش-دختر زرتشت-زن جاماسب
پانته آ شاهزاده ای که اسیر کورش بزرگ شد
پریساتیس همسر داریوش دوم و نام شاهزادگان
پارمیس دختر ارشد کورش بزرگ
پوریا از پهلوانان ایران زمین
پویان جستجو کننده راستی و درستی
پردیس باغ و بهشت - واژه پارادیز انگلیسی از همین است
پریوش پریزاد - پریسا - پریداد - پری تن
پُرشاد خواهر داریوش سوم هخامنشی
پری ویس دختری در ویس و رامین
پاپَک دبیر انوشه روان دادگر و بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی
پاردیک پدربزرگ ساسان بنوشته کتیبه کعبه زرتشت
پِدرام نبیره سام - بدرود - شادباش
پرهام از نامهای ایران باستان - تازی شده اش ابراهیم
پِرشان از نامهای اوستایی به معنی رزمجو
پرشه جرقه - دختر ایرانی
پروشات همسر داریوش دوم


تورک پسر شیدسب پادشاه زابلستان از نوادگان جمشید شاه
تیران پسر اردشیر سوم پادشاه اشکانی ارمنستان
توشنامئیتی فرشته مهر و دوستی
تیتک از نامهای زرتشتیان امروزی
تنسر بزرگ روحانی زرتشتی که اوستا را گرد آوری کرد
تهمتن بزرگ پیکر و دارنده اندام نیرومند
تیرداد پادشاه رمنستان- پادشاه اشکانی
تیگران از سرداران نامی خشیارشا - پادشاه ارمنستان
تارا ستاره
تناز مادر لهراسب - دختر آرش کمانگیر
تینا عاشق نوازش


جمشید سومین شاه پیشدادی در حدود 6000 سال پیش
جاماسب حکیم و فیلسوف ایرانی و داماد زرتشت اسپنتمان
جویان از شخصیت های شاهنامه
جهانگیر پسر رستم ذال
جاماسبه شهبانوی اردشیر درازدست


چیستا فرشته دانش و خرد
چوبین کنیه بهرام سپهسالار ارتش هرمزد انوشیروان


خشایار شاهنشاه ایران و فرزند داریوش بزرگ
خسرو در اوستا به معنی نیکنام - شاهنشاه ساسانی


دادمهر فرستاده شهر از طرف فرشته مهر
دارمان خسرو پرویز شاه ایران
داریوش شاه شاهان - شاههنشاه بزرگ تاریخ ایران
دارا نهمین پادشاه کیانی - پسر رستم - داریوش
دانوش دیانوش دوانوش - دارنده جاودانگی
داتام فرمانده ایران در کاپادوکیه
داریو از پادشاهان ایرانی در زمان پایان دوران سلوکیان
دانین از خاندانهای ایرانی
دیااکو پادشاه ماد ایرانی
داماسپیا شهبانوی اردشیر یکم
دینا نامی ایرانی
دل آسا نامی ایرانی
درسا همچون مروارید


راتین رادترین-با داد و دهشترین-از سرداران ارشیر دوم
رسام نام پیکرنگار بهرام گور شاهنشاه ایران
رامین از فرزندان کیخسرو و برادر رامی
روزبه یا روژوه- وزیر بهرام شاهنشاه ساسانی
روشاک از سرداران ایرانی در جنگ با اسکندر گجستک
راتین از سرداران اردشیر دوم - رادترین مرد
رام برزین پیشکار دربار انوشیروان دادگر
رایش پسر زادشم
رتوشتر برادر بزرگ اشو زرتشت
ریوشاد نامی ایرانی
ردیمه همسر کمبوجبه - شاهزادگان هخامنشی
رکسانا دختر داریوش دوم
رُدگون مادر داریوش اول - پرنس در اشکانیان
رائیکا پسندیده و دوست داشتنی
رادنوش بانوی شهرین
رائیکا پسندیده و دوست داشتنی
راتا فرشته بخشش و مهربانی در وندیداد


زرشام دختری از خاندان جمشید
زوپیر همپیمان داریوش بزرگ که گوش و بینی خود را در فتح بابل برید


ژوپین نام فرزند کیکاوس
ژاله اشک


سیاوش فرزند کیکاوس - شخصیت اسطوره ای ایرانیان
سورنا فرمانده نظامی اشک سیزدهم پادشاه اشکانی
سام پدر بزرگ رستم
سپنتا نامی مقدس در ایران باستان
سپاکو همسر مهرداد چوپان که کوروش بزرگ را پرورش داد
سَتوِش ستاره باران
سریرا زیبا - خوش چهره
سندوس خواهر خشایارشاه
سی سی کام کامروا - مادر داریوش سوم - دختر اُستان برادر اردشیر دوم
سیندخت دختر مهراب پادشاه کابل
سامیار از نامهای کهن زرتشتی ایران
سپاکو زن مهرداد چوپان که کورش بزرگ را تربیت کرد
ساینا سیمرغ
سپند مهر در اوستا سپنته میتر - قاتل خشایارشا
سپهرداد در اوستا سپیتریدات - داده خداوند
سپیتا از درباریان آستیاگ ماد
سروش گوش دادن به صدای وجدان - پیک ایزدی در دین بهی
سهراب تابش سرخ - پسر زال
سیامک پسر کی کاووس
سینا در اوستا سَئنا - از پیروان زرتشت


شاه بهرام نام زرتشتیان امروزی - نام بهرام گور
شروین از شاهان باوندی
شهروی چهره شاهانه - از موبدان ساسانی
شیروان از شاهان شیروانی ایران
شیروی از شاهان ساسانی
شراره از نامهای رایج امروزی
شاهیده پارسا - پرهیزکار
شیددخت دختر روشنایی و نور
شهداد داده شده از شاه
شایگان مرد بزرگ
شاهین سردار بزرگ خسرو پرویز از خاندان وهمنزاد
شهروز وزیر شاهنشاه شاپور
شیراک پدر هرمزد - نگارنده کعبه زرتشت


فرهود پسر زیبا
فَرَوَهَر نماد مقدس انسان بالدار از دوره ما قبل زرتشت
فریان نام یکی از شاهان گذشته
فَربُد به معنی راست و درست
فرمنش از پادشاهان ایرانی در گرجستان
فرامین از پادشاهان ساسانی
فرزام لایش و شایسته
فرزین نامی ایرانی
فَرَه وَشی سمبول ملی ایرانیان همان فَرَوَهَر است
فرورتیش دومین پاشاه ماد در بیستون نیز نامش هست
فرهاد نام بسیاری از شاهان ایرانی - فرهاد عاشق شیرین
فرنوش از نامهای رایج امروزی
فرنو مادر بزرگ اشو زرتشت
فرگون نام زنان در ایران باستان


کارین از خاندانهای اصیل ایرانی همان کارن
کامیار نامی ایرانی
کُردان پسر مرزبان
کورش بنیانگذار شاهنشاهی و حقوق بشر جهان
کیخسرو از شاهان پیشدادی - فرزند سیاوش- نوه کیکاوس
کیان ستاره
کامبیز یا کمبوجیه یا کامبوزیا فرزند کورش بزرگ
کی آرمین پسر کی قباد
کیازند نامی ایرانی
کیانوش برادر شاه فریدون پیشدادی
کیوان پسر موبد سروش
کیومهر نامی ایرانی
کارن فرزند کاوه - شخصیت ایرانی در شاهنامه- یکی از خاندانها
کیارش دومین پسر کیغباد- پسر کی اپیوه
کیانمهر کیامنش - کیافر - کیانزاد
کیانا برخواسته از نسل کیانیان
کاساندان همسر کورش بزرگ
کتایون مادر اسفندیار در شاهنامه


گلدیس از واژه اوستایی دَئسه به معنی همچون گل
گشتاسب از شاهان ایران باستان
گودرز پهلوان اسطوره ایی تاریخ ایران
گیو پسر گودرز


لُهراسب پسر کیخسرو شاه کیانی
لبینا نام یکی از قسمتهای موسیقی کهن ایران
لیدا مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید
لیشام از وطنپرستان دیلمی


میترادات دختر مهرداد پادشاه اشکانی
مهشید مهسان - مهسیما – مهسو- مهرشید
ملیسا مرهم - نام زنبور عسل در یونانی
ماندان ماندانا - مادر کورش بزرگ - همسر کمبوجیه اول
مرسده ملکه در ایران
میترا فرشتگان مقدس ایران باستان
مازیار از سرداران مادی کورش بزرگ - ماه یزد یار - همسنگر بابک
مزدک از نامهای دوران هخامنشی - آفریننده مزدا - آئین آورنده مزدکیان
مهراب پادشاه ایرانی در کابل و پدر رودابه
مهران همان میتران - از خاندانهای اصیل ساسانی
ماندوی شهبانوی اردشیر سوم شاه ارمنستان
مهدیس از ماه دیس گرفته شده است به معنی گل چهره
مهرو به معنی چهره ای همچون ماه
مهدخت به معنی دختری همچون ماه
مهر آریا مهر دختر آریایها
مهر آئین کیش مهر ایرانی
میرتو از زنان شاهنشاهان هخامنشی
مهرک نام شاپور اول
مهراشک نام ایرانی
مهرساد نام ایرانی
مکابیز نام ایرانی
مهر نوش نامهای رایج امروزی
مانی نقاش دوره ساسانی که دعوی پیغبری کرد
مِهربُد نامی از دوره هخامنشی
مهیار نامی ایرانی


نازنوش نامی ایرانی
نیسا دختر یکی از شاهان پارتی
نیوشه نیوشا- گوش دهنده- نوشه
نوشا پرنس در زمان ساسانیان
نیکا نام رودخانه ای در ایران
نائیریکا بانوان پارسا در دین زرتشتی
نوشید مادر مانی نقاشی در دوره ساسانی
نِیشام فرشته نگهبان آذرخش
نرسی از شاهان ساسانی
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
نیما از دانشمندان ایرانی
نیوتیش برادر کوچک اشو زرتشت
ناهید اناهیت - اناهیتا - فرشته آب
نیسا دختر مهرداد و خوهر میترادات اشکانی
نیشام نام فرشته نگهبان آذرخش
نوشید نام مادر مانی نقاش که خود را پیامبر نامید


ورتا نامی به معنی گل
ویس معشوقه رامین در دوره شاهنشاهی اشکانیان
ویرا ویشکا- ویدا - ویستا
وارتان یکی از شاهان ایران
وانوشه نام گل
وستا پردانش - دختر پاکدامن و با اصل و نسب
ویدا در اوستایی ویستا - پر دانش و فرهنگ
ورجاوند نورانی - مقدس - دارای احترام
وَندا امید - آرزو - سپهبد تبرستان
وَهرام همان بهرام
ویسپار هم پیمان داریوش بزرگ در براندازی مغ دروغین


هورام واژه ای به معنی خوش رام - خنده رو
هُرمُز نام بسیاری از شاهان ایران
هژبر شیر
هومان پسر ویسه و برادر پیران
هیراد ظاهر سالم و زیبا
هیتاسب از فرمانده هان داریوش بزرگ
هیربد روحانی گذشته ایران در زمان زرتشت
هژیر یکی از پهلوانان ایرانی
هما هفتمین پادشاه کیانی - دختر کیگشتاسب


یوتاب خواهر آریوبرزن - زنی سردار در آذرآبادگان
یاسمین یا یاسمن - نوعی گل- دختری در ویس و رامین

سه شنبه 1390/10/06به قلم: سرباز فدایی کوروش بزرگ ™